تبليغاتX
شب پر از ستاره ،پس نور من کو؟

بازم دلم گرفته ، گریه ام اختیاری نیست

مثل همیشه دلم گرفته ، نمی دونم چی بگم و با چی شروع کنم

اول از همه باید تولد کسی که منو به این روز انداخته رو بهش تبریک بگم

 

آره اون عشقم ِ ولی نمی دونم چرا همه برای من ساز مخالف می زنن و میگن که بهش نمی رسم

♥♥♥♥♥♥

♥♥♥ ندا تولدت مبارک ♥♥♥

♥♥♥♥♥♥

آرزو می کنم خدا هیچ وقت هیچ کجا تنهات نذاره

 

*******

این آهنگ محسن چاووشی رو خیلی دوست دارم :

 

چی بگم از کجا بگم

دردمو با کیا بگم

بهتره که دم نزنم

حرفی از عشقم نزنم

از عشقی که گم شد و رفت

عاشق مردم شد و رفت

عشقی که بی فروغ نبود

برای من دروغ نبود

 

 

 


در آخر تنها یه دعا میکنم :

خدایا عاشقان را غم مده

+ نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 18:24 توسط دلشکسته |

خسرو شکیبایی

صبح جمعه مورخ  18/07/2008  -  28/4/1387  خسرو شکیبایی در سن ۶۴ سالگی در بیمارستان پارسیان ، جان به جان آفرین تسلیم کرد و به سوی دیار باقی شتافت.

مراسم تشییع پیکر آن مرحوم روز یکشنبه صبح مقابل تالار وحدت برگزار می شود

   روحش شاد ، یادش گرامی باد

سلام خبر بسیار تکان دهنده ای بود

صبح امروز وقتی برادرم اومد خونه و بهم خبر فوت خسرو شکیبایی رو داد واقعا شکه شدم و اصلا برام قابل باور نبود

چون ایشون یکی از بازیگران مورد علاقه ی من بودش

دهنم از تعجب وا مونده بود

شک خیلی بدی بود

به تمامی دوستداران هنر هشتم و اهالی هنر تسلیت میگم


زندگینامه خسرو شکیبایی

خسرو شکیبایی

در شناسنامه اسمش «خسرو» است ولی خانواده و بچه محل ها «محمود» صداش می کردند. خسرو شکیبایی متولد فروردین 1323 در خیابان مولوی تهران.

پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتی او ، 13-14 ساله بود _ظاهرا بر اثر سرطان _ از دنیا رفت و باعث شد اون پیش از پایان کودکی وارد زندگی بزرگسالانه بشود ..........


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه 28 تیر1387ساعت 14:54 توسط دلشکسته |

سلام بچه ها مرسی از اینکه بهم سر می زنید

من بدجوری درگیر  امتحانات هستم واسه همین نمی تونم بیام اینترنت

الان هم زوری وقت کردم بیام کافی نت

گفتم یه خبر بهتون بدم

از ۱۲ خرداد به بعد منتظرم باشید که با آپهای جدید میام پیشتون

+ نوشته شده در یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 17:44 توسط دلشکسته |

سلام

۳ روز هست که می خوام بیام آپدیت کنم ولی همش بی خیال میشم

آخه دوست دارم شعرهای انگلیسی هم بزارم از یه طرف میگم  شاید شما خوشتون نیاد

واسه همین موندم سر دوراهی

امشب دیگه داشتم دیونه می شدم گفتم بیام آپدیت کنم ببین نظر شما ها در مورد اینکه شعرهای انگلیسی در این وبلاگ نوشته بشه چیه ؟


نظر سنجی :

( نظرخودتون رو در قسمت نظرات وبلاگ بنویسید )

شعر انگلیسی در این وبلاگ بنویسم ؟

۱- بله  ( در همین وبلاگ شعرهای انگلیسی نوشته بشه)

۲- خیر ( در وبلاگ دیگری شعرهای انگلیسی نوشته بشه)


حالا بریم سراغ شعری که این بار می خوام بزارم توی  وبلاگ

  فکر کردی شعر می نویسم 

از شعر هیچ خبری نیست

اول باید توی نظر سنجی شرکت کنید آپدیت بمونه برای پست بعدی

+ نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 4:9 توسط دلشکسته |

نامه

سلام باباخوبی ، منم علی ، همون علی که همیشه شب ها میومدی پیشم ، با هم حرف می زدیم ، بعضی وقت ها درد دل می کردی

می بینی بابا ،  بازم دلم گرفته ، بازم دارم گریه می کنم ، بازم می خوام پیشم باشی

بیای با هم حرف بزنی ، دارم دیونه میشم ، پس چی شد اون خدایی که ازش حرف می زدی

همیشه می گفتی علی آقا ، خدا بزرگه ناراحت هیچ چیزی نباش

آخه کجاست ، کجاست اون خدایی که می گفتی

خدااااااااااااااا

می شنوی صدامو ؟

دارم دیونه میشم

تویی که همه میگن بزرگ هستی ، همه تا به یه مشکلی بر می خورن میگن خدا بزرگه

من دارم دیونه میشم

من پدرم رو می خوام

یا اونو بیار پیش من یا اینکه منو بکش تا بیام پیش پدرم

می فهمی ......

خدااااااااااااااااااااااااااااا

می خوام داد بزنم

بگم تو هیچی نیستی

هیچ کاری نمی تونی بکنی

لگه می تونستی کاری بکنی ، من الان اینجا نبودم

 

خنده داره ، یه بار با یکی از دوستای مسیحی خودم داشتم صحبت می کردم ، گفت برادرش چند سال پیش مرده ، گفت ولی الان یه نفر هست که خیلی هواشو داره ، با اون درد دل می کنه

گفتم کی هستش ؟

گفت خدای مهربون

منم خنده ام گرفت ، گفتم اون خدایی که تو بهش میگی مهربون ، تا دلت بخواد من از دستش شاکی هستم

خدا ....... خودت هم داری می بینی که من دیونه شدم

پس هر چی زودتر منو از روی این زمین بردار ، وگرنه خودم این کار رو می کنم

--------------------------------------------------------------------------------------

خداحافظ ، اگه زنده بودم پست بعدی رو هم می نویسم

اگه زنده نبودم هم که به درک

 

مواظب خودتون باشید

بای

+ نوشته شده در چهارشنبه 7 فروردین1387ساعت 2:50 توسط دلشکسته |

 

پدرم

بهار آمد و تو نيستي

كنار سفره هفت سين جاي تو خالي است

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

سلام به همه ی دوستان عزیزم

 

 

سال نو ....

کدوم سال نو

سالی که نو و کهنه اش دیگه برام هیچ رنگ و بویی نداره

سال مسخره ای بود

بدترین سال زندگیم بودش

بدترین اتفاق زندگیم توی همین سالی که گذشت افتاد

پدرم منو تنها گذاشت

تنها آرزویی که دارم اینه :

مرگ            مرگ              مرگ

به خدا خسته شدم ، دست خودم نیست

دیگه نمی تونم هیچی رو تحمل کنم

بعضی وقت ها می خوام با سر برم تو شیشه

بعضی وقت ها به خودم میگم بذار با یه تیغ خودمو راحت کنم

برم پیش پدرم

ولی تنها یه چیز هست که نمیذاره کار خودم رو تموم کنم

اونم مادر و برادرم هست

چون می دونم که اگه از این جمعی که الان هستیم

اگه یک نفر کم بشه ، دیگه هیچ وقت هیچ کدوم نمی تونیم این درد رو تحمل کنیم

 

مثل همیشه دلم گرفته بود

و باز هم مثل همیشه گریه کردم از غم نبود پدر

 

 

همش همین ، دیگه چیزی ندارم که بگم

+ نوشته شده در یکشنبه 4 فروردین1387ساعت 1:26 توسط دلشکسته |

سلام بچه خوب هستید

منم بد نیستم ، قبلا که خیلی داغون بودم

مخصوصا بعد از فوت پدرم

یه وبلاگ جدید درست کردم برید ببینید ، منتظر نظراتون در اون وبلاگ هم هستم

TiAmO-SaMaNeH.bLoGfA.CoM

♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥

ببین بی تو هر شب تا صبح ، گریه می کنم و تو عرشم با تو

اگه بمونی پیشم نکنی ترکم دیگه ، من دوستت دارم و همه حرفم اینه

با تو حتما دیگه من تنها نیستم ، دوتر می شیم از غم ها بیشتر

زمان زود می گذره وقتی کنارم باشی ، دوست دارم هر روز تو به یادم باشی

***********************************************************

+ نوشته شده در جمعه 30 آذر1386ساعت 12:22 توسط دلشکسته |

سلام بچه ها

امروز چهارمین روز است که پدرم از این دنیا رفته

چهار روز است که تنهای تنها شدم

بی کس ترین آدم     تنهای تنهای تنها

نمی دوتم چی بگم  فقط می دونم تنها شدم

به خدا خیلی سخت تحمل کردن یه همچین دردی

درد از دست دادن پدر

خدا نصیب هیچکس نکنه

خیلی خیلی سخت هست

از وقتی پدرم منو تنها گذاشت وقت می تونم یه کار بکنم و اون هم گریه گریه گریه

همین

دیگه نمی تونم چیزی بگم

فقط از خدا می خوام هیچ وقت به درد من دچار نشید

برای شادی روح پدرم یک فاتحه بخونید

از همه شما ممنون هستم

خداحافظ شاید برای همیشه

----------------------------------------------

آه آهی از ته دل

آهی از تنهایی من

آهی از دل شکسته من

و گریه ای برای همیشه و تا ابد

گریه برای از دست دادن پدر

-----------------------------------------------

اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد

تا قیامت دل من گریه می خواد

+ نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386ساعت 15:46 توسط دلشکسته |