فردای من بی تو سیاه شده نرو که این دل بی تو بیداد کنه احساسم این روزا بد بیدار شده از عشق نگو که اشکام میاد خودش آرامــــــشم این روزا صدا گـیتار شده و می خوام خودت بیای و آرومم کنی این روزا واسم مثه جادوگر شدی که می تونی با سحرت داغونم کنی این روزا عکست ُ می بوسم فقط از تو و از اون می کشم همش از طرف تو نفرین شدم حتما ولی من ناله نمی کنم اصلا من می دونم تو از موندن با من بیزاری ولی چشام دوخته است هنوز به ساعت دیواری یاد ِ هر دیداری که داشتیم با هم می افتم می خوام با تو آشتی باشم ......
+
نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 14:36 توسط دلشکسته
|

منم ، از تودل گرفته منم ، اون که رفته از یاد منم ، اون گشته فراموش با تو از عبور می گفتم با تو از مسیر پرواز حالا اما .... سرد و خاموش نکنه تو باغ بمیرم بشم اون قناری ِ لال یا بیفتم از درخت ها بپوسم چو میوه ی کاج وه چه تلخ و وه چه سخت ِ غم مرد ِ دلشکسته وه چه دور و وه چه دیر واگشود ِ بخت ِ بسته منم .... از تو دل گرفته ..........
+
نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 1:52 توسط دلشکسته
|

بزن بارون که دلگیرم ، دارم این گوشه میمیرم بزن بارون که دلگیرم ، دیگه آروم نمی گیرم حالا که خسته و تنهام ، حالا که اون دیگه رفت ِ می فهمم تازه این دردُ ، چقدر تنها شدن سخت ِ بزن بارون که عشق اون هنوز توی نفس هام ِ دلیل عشق پاک من ، بلور سرد اشکام ِ ببار .... شاید که برگرده ، تو قلبی که پر از درد ِ ببین .... از وقتی اون رفته ، چقدر دستای من سرد ِ بزن بارون ....
+
نوشته شده در یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 14:35 توسط دلشکسته
|
