تبليغاتX
شب پر از ستاره ،پس نور من کو؟

علی سنتوری

The pains of my ill – fated life bear me,

With it well acquainted am I,

Your words do my wounds...

You who scorn my pain I address.

Laugh not, Loved One,

Instead

Come join me once more in an embrace.

Loneliness, a bitter nightmare,

O, Loved one!

My heart is lost in your absence!

O, Loved one…

+ نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت 17:3 توسط دلشکسته |

کوله بار آرزوهات روی دوشت

تا کجا ها رفتی با پای پیاده

رفتی و به هرچی خوسایت نرسیدی

متاسفم برات ای دل ساده

دل به هر کی دادی از سادگی دادی

زندگیت و پای دلدادگی دادی

هر جا که دیدی چراغی پر فروغ ِ

تا بهش رسیدی فهمیدی دروغ ِ

ای دل ساده . . .

عاشق و خسته و غمگین و پرشیون

دل بی کس دلک بی سرو سامون

دل زخمی دل تنها و تکیده دل گریون ِ منو هی دل گریون

متاسفم برات . . . ای دل ساده

کوله بار آرزوهات ُ کی دزدید ؟

دل دیونه به گریه هات کی خندید ؟

عاشق و خسته و غمگین و پریشون

دل بی کس دلک بی سر و سامون

تو رو با حول و ولا تنها گذاشتن

اونا که لیاقت عشق ُ نداشتن

تک و تنهایی و با پای پیاده

متاسفم برات ای دل ساده

+ نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 15:18 توسط دلشکسته |