The pains of my ill – fated life bear me, With it well acquainted am I, Your words do my wounds... You who scorn my pain I address. Laugh not, Loved One, Instead Come join me once more in an embrace. Loneliness, a bitter nightmare, O, Loved one! My heart is lost in your absence! O, Loved one…
+
نوشته شده در شنبه 27 بهمن1386ساعت 17:3 توسط دلشکسته
|

کوله بار آرزوهات روی دوشت تا کجا ها رفتی با پای پیاده رفتی و به هرچی خوسایت نرسیدی متاسفم برات ای دل ساده دل به هر کی دادی از سادگی دادی زندگیت و پای دلدادگی دادی هر جا که دیدی چراغی پر فروغ ِ تا بهش رسیدی فهمیدی دروغ ِ ای دل ساده . . . عاشق و خسته و غمگین و پرشیون دل بی کس دلک بی سرو سامون دل زخمی دل تنها و تکیده دل گریون ِ منو هی دل گریون متاسفم برات . . . ای دل ساده کوله بار آرزوهات ُ کی دزدید ؟ دل دیونه به گریه هات کی خندید ؟ عاشق و خسته و غمگین و پریشون دل بی کس دلک بی سر و سامون تو رو با حول و ولا تنها گذاشتن اونا که لیاقت عشق ُ نداشتن تک و تنهایی و با پای پیاده متاسفم برات ای دل ساده
+
نوشته شده در سه شنبه 9 بهمن1386ساعت 15:18 توسط دلشکسته
|
