تبليغاتX
شب پر از ستاره ،پس نور من کو؟

ندا یادت ِ گفتم اگه نباشی چی میشه ...

باور نمی کردی ولی ....

حالا کجایی که بینی روی دستام تیغی ِ

 

دلگیرم از او ....

 

دلگیرم از او ...

 

دلگیر ِ دلگیرم از او ...

 


 

بعد از این جدایی دل به کسی نمیدم

بی تو تنها .... اسمیرم

شب جشن وصال تو ، شده مرگ آرزوهام

تک و تنها میمیرم

 

من امشب میمیرم ولی آروم نمی گیرم

کاشکی هرگز ، تو رو هرگز نمی دیدم

 

این آخرین اشکام ِ بزار راحت بباره

ابر چشمام خون می باره ....

شب رفتن رسیده دلم آروم نداره

ولی چشمات نمی ذاره ...

 

من امشب میمیرم ولی آروم نمی گیرم

کاشکی هرگز تو رو هرگز نمی دیدم

+ نوشته شده در دوشنبه 2 دی1387ساعت 2:50 توسط دلشکسته |

سلام

یه ذره می خوام با خدام صحبت بکنم : .....

گفتم که با خدا نه شما ، پس توی دل خودم با همدیگه حرف می زنیم اگه ردیف بشه نوکرشم

 

آخی یکم خالی شدم

این تیکه رو اشکالی نداره که شما بدونین :

خدا دوستت دارم ، اول تو بعد کسای دیگه

خیلی وقت بود که باهات قهر بودم ولی حالا آشتی

دوستت دارم...

 

 


حالا میریم سراغ آپدیت وبلاگ امیدوارم از شعری که براتون گذاشتم خوشتون بیاد

 

 

 

گفتی از یاد تو میرم ، نه عزیزم مگه میشه

به جا چشمام ، قلبم اما پیش توست تا همیشه

فاصله بین من و تو تا کجا دنباله داره

قسمت این بود که جدا بمونیم از هم تا همیشه

 

روز موعود مطمئن باش که زیادم دور نیست

من کناره تو و تو مال منی تا همیشه

 

نمی دونم که کجا و با کی هستی

نمی خوامم که بدونم

با تو من خونه ای ساختم توی قلبم تا همیشه

مگه تو نخواستی بال من و تو بمون ِ پا برجا

من که موندم ولی از تو خبری پیدا نمیشه

یه روزی یه وقتی جایی

چشم من می افته تو چشمای تو

اما این همون خیال ِ که با من هست تا همیشه

نمی خوام که نا امیدی بشینه تو قلب ِ خسته ام

چی دیدی خدا رو شاید ، بشی ما من همیشه

 

روز موعود مطمئن باش که زیادم دور نیست

من کناره تو و تو مال منی تا همیشه

+ نوشته شده در پنجشنبه 21 آذر1387ساعت 17:45 توسط دلشکسته |

گفتی برو غریبه دست از سرم تو بردار

گفتم که عاشقم من ، گفتی خدانگهدار

رفتی ولی شکستم از این کلام ِ ساده

با کوله بار اندوه در انتهای جاده

تنها تر از همیشه بی حرف و بی شکایت

به یاد تو دویدم در کوچه های خلوت

من گریه کرده بودم ، از تلخی ِ نگاهت

از سنگدلی ِ تو ، از فکر ِ پُر گناهت

آری تو گفته بودی با هم غریبه هستیم

گفتی گذشته ها را در لحظه ها شکستی

گفتی برای دیدار ما علتی نداریم

حرفی نزن که دیگر ما صحبتی نداریم

می خواستم بگویم من بی تو با تو هستم

حتی اگر نباشی تا عمر دارم و جان از عشق می نویسم ....

با دست های لرزان

اما برای گفتن فرصت نمانده باقی

حتی نمانده عطری از شاخه های اقاقی

من دوستت دارم .

 

خُب ....

گرچه ز من جدایی ، من با تو ام غریبه

گر چه تو آشنایی

شاید خدا نخواهد من پیش تو بمیرم

شاید به وقت مُردن دست ِ تو را بگیرم

+ نوشته شده در سه شنبه 12 آذر1387ساعت 22:33 توسط دلشکسته |

بازم دلم گرفته ، گریه ام اختیاری نیست

مثل همیشه دلم گرفته ، نمی دونم چی بگم و با چی شروع کنم

اول از همه باید تولد کسی که منو به این روز انداخته رو بهش تبریک بگم

 

آره اون عشقم ِ ولی نمی دونم چرا همه برای من ساز مخالف می زنن و میگن که بهش نمی رسم

♥♥♥♥♥♥

♥♥♥ ندا تولدت مبارک ♥♥♥

♥♥♥♥♥♥

آرزو می کنم خدا هیچ وقت هیچ کجا تنهات نذاره

 

*******

این آهنگ محسن چاووشی رو خیلی دوست دارم :

 

چی بگم از کجا بگم

دردمو با کیا بگم

بهتره که دم نزنم

حرفی از عشقم نزنم

از عشقی که گم شد و رفت

عاشق مردم شد و رفت

عشقی که بی فروغ نبود

برای من دروغ نبود

 

 

 


در آخر تنها یه دعا میکنم :

خدایا عاشقان را غم مده

+ نوشته شده در چهارشنبه 8 آبان1387ساعت 18:24 توسط دلشکسته |

مجنون

 

طاقت من ، طاقت دل .... طاقت سنگ است

غزل پریده رنگ است ، دل ترانه تنگ است

نه در زمین نه در زمان جای درنگ است

بیا که وقت تنگ است ، مرا حوصله تنگ است

 

هر کسی همنفسم شد ، دست ِ آخر قفسم شد

منه ساده به خیالم که همه کار و کَسَم شد

اون که عاشقانه خندید ، خنده های منو دزدید

پشت پلک مهربونی خواب یک تو طعه می دید

رسیده ام به نا کجا ....

خسته از این حال و هوا

حدیث تن نیست ....

مرا طاقت من نیست

 

طاقت من ، طاقت دل .... طاقت سنگ است

دل ترانه تنگ است  ، غزل پریده رنگ است

نه در زمین نه در زمان جای درنگ است

بیا که وقت تنگ است ، مرا حوصله تنگ است

+ نوشته شده در چهارشنبه 27 شهریور1387ساعت 16:13 توسط دلشکسته |

گفتی بمون با من بمون ، گفتم می مونم

گفتی با دلتنگی بخون ، گفتم می خونم

گفتم که مست و عاشقم دیونه ی تو

هر شب خرابم گوشه ی میخونه ی تو

گفتی ببندم عهد و با یاد تو بستم

تاج غرورم رو به زیر پات شکستم

گفتی که باید عاشق و دیونه باشم

چون ساغی هرشب می کش میخونه باشم

گفتی که باید خاطر از شرط تو باشه

راه خیال خسته ام خط تو باشه

گفتی که بر یاس تنت پیرهن بدوزم

چون شاپرک باشم که از ترست بسوزم

گفتی که دستامو بگیر گفتم می گیرم

گفتی که از عشقم بمیر گفتم میمیرم

 

گفتم و گریه کردم و پای تو ساختم

این دل سر به راه و آسون به تو باختم

گفتی بمون با من بمون گفتم می مونم

گفتی با دلتنگی بخون گفتم می خونم ...

 

چرا با اینکه می دونم خطا کرده

هنوز دلگرم امیدم که برگرده ......

+ نوشته شده در دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 1:38 توسط دلشکسته |

دلشکسته

اگه همصدام بودی ، هیشکی حریفم نمی شد

کوه اگه رو شونه هام بود کمرم خم نمی شد

تو اگه مونده بودی ... موندنی ترین بودم ، عمر ِ صدام کم نمی شد

اگه زخمی می شدم به دست تو مرحم بود

زخم قیمتی من محتاج مرحم نمی شد

اگه بارون عزیز ِ با تو بودن می گرفت

گل سرخ ِ قصه امون تشنه ی شبنم نمی شد

تو اگه خواسته بودی ، تو اگه مونده بودی

موندنی ترین بودم عمر صدام کم نمی شد

 

اگه همصدام بودی .........

+ نوشته شده در یکشنبه 24 شهریور1387ساعت 1:40 توسط دلشکسته |

 

جُر یک بی احتیاطی ، این قصاص یه گناه ِ

زندگیت هر چی که بوده بعد این شوم و سیاه ِ

بعد این کرکس ِ مرگ ُ بالای سرت می بینی

زنده ای اما می پوسی ، چشم به راه مرگ می شینی

بعد این خود ِ خزونی ، آرزوت میشه بمونی

جونی ات رفته به باد و حالا قدرشو می دونی

ذره ذره پا می گیره ، توی رگهات توی خونت

مرگ ِ خاموشی میشینه ، زیر ِ پوست و استخونت

 

تا که از غصه می میری ، یا تو انتقام می پوسی

آخرش یه روزی با اشک پنجه ی مرگ ُ می بوسی

همه ی دور و بری هات باز میشن ازت فراری

آرزو به دل می مونی حسرت یه دست ِ یاری

 

این یه هشدار ِ عزیزم ، نذار دیگرون بسوزن

تو نذار اونا مثه تو به سیاهی چشم به دوزن

تو باید چشم امید ُ به خدا فقط بدوزی

شاید هم علاج اون درد ، قسمت بشه یه روزی

 

بعد این خود ِ خزونی ، آزرزوت میشه بمونی

جونی ات رفته به باد و حالا قدرشو می دونی

جور یک بی احتیاطی ، این قصاص یک گناه

زندگی ات هر چی که بوده ، بعد این شوم و سیاه

+ نوشته شده در چهارشنبه 20 شهریور1387ساعت 1:30 توسط دلشکسته |

حیف نمیشه بمونی کنارم

 

حیف... نمیشه بمونی کنارم

من که جز تو کسی رو ندارم

کاش که پیشم بمونی یه لحظه

این یه لحظه به یک عمر می ارزه

توی چشمام نگاه کن یه روده

این چشا بی تو عاشق نبوده

 

من نمی خوام که با غم بسازم

من نمی خوام به اشکام بنازم

 

آی تو که از نگاه من بریدی

با چنگ و دندون به هوا پریدی

خواستم با اشکام راهتو ببندم

حیف... که چشاتو بستی و ندیدی

حیف... نمیشه بمونی کنارم

من که جز تو کسی رو ندارم

 

کاش که پیشم بمونی یه لحظه

این یه لحظه به یک عمر می ارزه

توی چشمام نگاه کن یه روده

این چشا بی تو عاشق نبوده

 

من نمی خوام که با غم بسازم

من نمی خوام به اشکام بنازم

 

تو میری و رفتنتو می بینم

باز به تماشای افق می شینم

میری و آتیش می کشی به جونم

ترانه هامو واسه کی بخونم ؟

 

آی تو که از نگاه من بردی

با چنگ و دندون به هوا پریدی

خواستم با اشکام راهتو ببندم

حیف که چشاتو بستی و ندیدی

+ نوشته شده در چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 13:49 توسط دلشکسته |

خسرو شکیبایی

صبح جمعه مورخ  18/07/2008  -  28/4/1387  خسرو شکیبایی در سن ۶۴ سالگی در بیمارستان پارسیان ، جان به جان آفرین تسلیم کرد و به سوی دیار باقی شتافت.

مراسم تشییع پیکر آن مرحوم روز یکشنبه صبح مقابل تالار وحدت برگزار می شود

   روحش شاد ، یادش گرامی باد

سلام خبر بسیار تکان دهنده ای بود

صبح امروز وقتی برادرم اومد خونه و بهم خبر فوت خسرو شکیبایی رو داد واقعا شکه شدم و اصلا برام قابل باور نبود

چون ایشون یکی از بازیگران مورد علاقه ی من بودش

دهنم از تعجب وا مونده بود

شک خیلی بدی بود

به تمامی دوستداران هنر هشتم و اهالی هنر تسلیت میگم


زندگینامه خسرو شکیبایی

خسرو شکیبایی

در شناسنامه اسمش «خسرو» است ولی خانواده و بچه محل ها «محمود» صداش می کردند. خسرو شکیبایی متولد فروردین 1323 در خیابان مولوی تهران.

پدر خسرو سرگرد ارتش بود و وقتی او ، 13-14 ساله بود _ظاهرا بر اثر سرطان _ از دنیا رفت و باعث شد اون پیش از پایان کودکی وارد زندگی بزرگسالانه بشود ..........


ادامه مطلب

+ نوشته شده در جمعه 28 تیر1387ساعت 14:54 توسط دلشکسته |

سلام چند روز بود که می خواستم بیام وبلاگ رو آپ کنم ولی وقت نمی شد

شعر این پست رو از آلبوم جدید محسن یگانه به نام "نفس های بی هدف" که چند روز بیشتراز ورود آلبومش به بازار نمی گذره براتون انتخاب کردم ، امیدوارم خوشتون بیاد

در ضمن آهنگ مربوط به این شعر رو هم براتون گذاشتم اما با کیفیت نسبتا پایین

برای حمایت از محسن یگانه آلبوم اوررجینال این خواننده عزیز رو از تمامی فروشگاههای CD در سراسر ایران می توانید خریداری کنید

 


دانلود آهنگ هیچکی نمی تونه بفهمه

 

نفس های بی هدف

 

هیچکی نمی تونه بفهمه که دلم از چی گرفته

هیچکی نمی تونه بفهمه که صدام از چی گرفته

هیچکی نمی مونه تا با من توی راهم همسفر شه

آخه می ترسه که با من ، با دل ِ من دربدر شه

هیچکی نمی دونه که چشمام چرا همیشه خیس ِ خیس ِ

چرا هیچکی حتی یه نامه واسه من دیگه نمی نویسه

هیچکی نمی دونه که قلبم تا حالا چند دفه شکسته

هیچکی نمی دونه سر ِ راه ِ اون ، تا حالا چند دفه نشسته

 

آخه تو کلبه ی سوت و کور و تاریک  قلبم ، خورشید که جا نمیشه

می دونم اگه تا لحظه ی مرگم بگردم دنباش ، پیدا نمیشه

+ نوشته شده در سه شنبه 25 تیر1387ساعت 17:22 توسط دلشکسته |

Prison Love

 

ما گنهکاریم ، آری ، جرم ما هم عاشقی است

آری اما آنکه آدم هست و عاشق نیست ، کیست ؟

زندگی بی عشق ، اگر باشد ، همان جان کندن است

دم به دم جان کندن ای دل کار دشواری است ، نیست ؟

زندگی بی عشق ، اگر باشد لبی بی خنده است

بر لب ِ بی خنده باید جای خندیدن گیست

زندگی بی عشق اگر باشد ، هبوطی دائم است

آنکه عاشق نیست ، هم اینجا هم آنجا دوزخی است

عشق عین ِ آب ِ ماهی یا هوای آدم است

می توان ای دوست بی آب و هوا یک عمر زیست ؟

تا ابد در پاسخ ِ این چیستان ِ بی جواب

بر  در و دیوار می پیچد طنین ِ چیست ؟ چیست ؟ ....

 

قیصر امین پور (کتاب : دستور زبان عشق)

+ نوشته شده در سه شنبه 18 تیر1387ساعت 23:48 توسط دلشکسته |

سلام بچه ها مرسی از اینکه بهم سر می زنید

من بدجوری درگیر  امتحانات هستم واسه همین نمی تونم بیام اینترنت

الان هم زوری وقت کردم بیام کافی نت

گفتم یه خبر بهتون بدم

از ۱۲ خرداد به بعد منتظرم باشید که با آپهای جدید میام پیشتون

+ نوشته شده در یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 17:44 توسط دلشکسته |

 

فردای من بی تو سیاه شده

نرو که این دل بی تو بیداد کنه

احساسم این روزا بد بیدار شده

از عشق نگو که اشکام میاد خودش

آرامــــــشم این روزا صدا گـیتار شده

و می خوام خودت بیای و آرومم کنی

این روزا واسم مثه جادوگر شدی

که می تونی با سحرت داغونم کنی

این روزا عکست ُ می بوسم فقط

از تو و از اون می کشم همش

از طرف تو نفرین شدم حتما

ولی من ناله نمی کنم اصلا

من می دونم تو از موندن با من بیزاری

ولی چشام دوخته است هنوز به ساعت دیواری

یاد ِ هر دیداری که داشتیم با هم

می افتم می خوام با تو آشتی باشم ......

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 14:36 توسط دلشکسته |

 

منم ، از تودل گرفته

منم ، اون که رفته از یاد

منم ، اون گشته فراموش

با تو از عبور می گفتم

با تو از مسیر پرواز

حالا اما ....  سرد و خاموش

نکنه تو باغ بمیرم

بشم اون قناری ِ لال

یا بیفتم از درخت ها

بپوسم چو میوه ی کاج

وه چه تلخ  و  وه  چه سخت ِ

غم مرد ِ دلشکسته

وه  چه دور  و   وه چه دیر

واگشود ِ بخت ِ بسته

 

منم .... از تو دل گرفته ..........

+ نوشته شده در جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 1:52 توسط دلشکسته |